نمایش این و آن؛ مجلس عروسی که عزا می‌شود

۱۶ آذر ۱۴۰۱ - ۱۲:۰۶:۱۵ کد خبر: ۴۵۴۶۵۷۰ دسته بندی: آخرین اخبار فرهنگی، فرهنگی
نمایش این و آن

نمایش این و آن این اثر موفقیت لازم را نداشت و به باور نگارنده این سطور، تولید چنین آثاری بضاعت لازم برای جذب مخاطب در اجرای عمومی را ندارد و عملا کارکردی جشنواره ای و مقطعی خواهد داشت.

خبرگزاری میزان – طبق اعلام روابط عمومی تئاتر تهران؛ نمایش «این و آن» نوشته مهدی صالحیار و به کارگردانی محمد احمدی از پاکدشت در پنجمین روز از بیست و هفتمین جشنواره تئاتر استان تهران در سالن استاد علی نصیریان پردیس تئاتر تهران به روی صحنه رفت.

داستان نمایش در یکی از روستاهای سوریه روایت می شود. جایی که قرار است سامیه و ماهر با وجود نگرانی و زیر سایه سنگین حضور نیروهای داعشی ازدواج کنند. نیروهای داعش که متوجه برگزاری مراسم عروسی شده اند به آنجا حمله می کنند تا دختران روستا را تصاحب کنند. سامیه به همراه تعدادی از دختران جوان روستا پنهان می شوند. اکثر اهالی روستا از جمله ماهر مورد شکنجه قرار گرفته و کشته می‌شوند و سرانجام با حضور نیروهای ایرانی تحت فرماندهی سردار سلیمانی، داعشی ها فرار کرده و روستا آزاد می شود.

نمایش با روایت سامیه از دادن انگشتر ماهر به سردار سلیمانی و دلتنگیهایش برای از دست دادن او شروع می شود و بعد از نشان دادن چگونگی ماجرا و تبدیل شدن مراسم عروسی به عزا، مجدد به تک گویی ابتدای نمایش می رسیم. باید گفت اساس و ساختار این نمایش بر روایت است. رویدادها بیشتر گزارش داده می شوند و آن چیزی که نمایش داده می شود نیز بیشتر بیان یک موقعیت و یا گزارشی از یک وضعیت است.

یکی از تمهیدات کارگردان برای ایجاد بعد تصویری در نمایش، استفاده از ویدئوپروجکشن است که متاسفانه این انتخاب نیز هیچ کمکی به بیان تصویری نمایش نمی کند و عملا بی فایده و غیر موثر است. در صحنه ای از نمایش یکی از دختران می گوید فیلمی از دلاوری نیروهای ایرانی دارد که با ۷۰ نفر باعث شکست و فرار داعشی ها شده اند. دیگران از او می خواهند این فیلم را نشانشان دهد و حداقل انتظار این بود که شاید قرار است به واسطه حضور ویدئو پروجکشن، مخاطبان هم این فیلم را ببینند که این طور نمی شود. استفاده از ویدئوپروجکشن تنها به پخش چند عکس و تصویر خلاصه می شود که کارکرد دراماتیک و نمایشی ندارد و تنها باعث زحمت یکی از عوامل نمایش بود که باید در طول اجرا در بالای صحنه (حفاظ پرژکتورهای سقف) می نشست تا بتواند پخش تصاویر را مدیریت کند!

نکته دیگری که نمایشنامه و اجرا را دچار ایراد کرده است نحوه معرفی نیروهای داعشی است. چیزی که در مدت زیادی به عنوان آسیب فیلم ها و نمایش های دفاع مقدسی مطرح بود. معمولا نیروهای عراقی آنقدر ترسو، احمق و خوش گذران نشان داده می شدند که اهمیت پیروزی بر چنین نیروهایی دیده نمی شد. به عبارت دیگر ارائه تصویر ضعیف از ضد قهرمان های داستان باعث می شد تا ارزش و اهمیت قهرمان نیز دیده نشود. نکته ای که به مرور بهتر شد و در سال های اخیر خصوصا در سینما، شاهد تولیداتی هستیم که با پرداخت درست، اهمیت پیروزی ها و دلاوری های نیروهای ایرانی را پررنگ و با ارزش نشان می دهد.

در نمایش این و آن نیز این مشکل وجود دارد. تصویر ارائه شده در این نمایش از یک داعشی، فردی ترسو است که بیشتر یک بیمار روانی و جنسی است تا دشمنی قوی و دارای برنامه. در روستا نیز هیچ مقاوتی از سوی اهالی دیده نمی شود. ماهر نیز بعد از مدتی پنهان شدن از دست نیروهای داعشی، بدون مقاومت و حتی عدم تعویض لباس های مجلس عروسی خود، به راحتی به عنوان داماد شناسایی می شود!

هرچند در طول شکنجه شدن از بیان جای اخفاء دختران روستا خودداری می کند. (نوعی مقاومت) و در نهایت نیز نیروهای ایرانی می آیند و کار تمام می شود.

بازیگران نمایش نیز علی رغم زحمتی که می کشند نمی توانند ضعف های متن را پوشش دهند. اکثر بازی ها  خصوصا مرد داعشی- غلو شده است و فرصتی برای تاثیر گذاری احساسی بر مخاطب فراهم نمی‌کند. بیان درد و رنج و نشان دادن اشک و آه و جیغ و فریاد بجای حماسه و عدم کشش لازم در قصه باعث می شود تا مخاطب نتواند ارتباط مناسبی با اثر برقرار کند و نمایش تاثیر لازم را بر او نمی گذارد. به نظر مخاطب باید از بیان این قساوت ها و ددمنشی های نیروهای داعشی دچار واکنش شود. اما آیا می شود؟

خواندن و شنیدن این اخبار و یا دیدن فیلم های واقعی از جنایات داعشی ها در فضای وب به مراتب تاثیر گذاری بیشتری دارد. گروه موسیقی زنده این نمایش زحمت خوبی کشیده بود ولی استفاده مکرر از موسیقی باعث می شد کارکرد دراماتیک خود را از دست بدهد و اگر در استفاده از آن خساست بیشتری می شد بی شک موثر تر بود.

طراحی صحنه نمایش نیز شامل صحنه ای خالی بود که در انتهای آن با داربست، سکویی درست شده بود. این فضاسازی و ایجاد اختلاف سطح ایده خوبی بود ولی بردن آن سکو به انتهای صحنه باعث شده بود صحنه به دو بخش تقسیم شود. بخش جلو و آوانس که بیشتر با نورهای موضعی استفاده می شود و بخش انتهایی سکو. در این چیدمان عملا بخش میانی صحنه کارایی نداشت و ظاهرا این موضوع برای استفاده از ویدئوپروجکشنی بود که همان طور که گفته شد عملا فاقد کارکرد و اثر گذاری لازم بود و با حذف آن به راحتی می توانست سکو به جلو کشیده شود و با کوچک کردن صحنه، فضای صمیمی و موثر تری را بوجود آورد.

در پایان باید گفت علی رغم تلاش و زحمات کارگردان و گروه برای تولید و اجرای این نمایش، متاسفانه این اثر موفقیت لازم را نداشت و به باور نگارنده این سطور، تولید چنین آثاری بضاعت لازم برای جذب مخاطب در اجرای عمومی را ندارد و عملا کارکردی جشنواره ای و مقطعی خواهد داشت.

انتهای پیام/


لینک کوتاه چاپ

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *