۱۸ مهر ۱۳۹۵ | ۰۲:۵۰
کد خبر:۲۳۰۱۰۷
مولف كتاب «هماری رسول»:
پروفسور دهرمیندرنات، شاعر بزرگ و نامی هندوستان كه در دیدار شاعران با رهبر انقلاب نیز شعر خوانده بود، معتقد بود زبان فارسی بسیار مهم است، چون زبان فارسی در ارتقای زبان اردو نقش مهمّی داشته است.
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری میزان به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، پروفسور دهرمیندرنات، هم شاعر بود و هم استاد بازنشسته‌ علوم سیاسی، هم روزنامه‌نگار و هم فعّال فرهنگی. او كه فرزند یكی از وزرای سابق هندوستان بود، نزدیك به هفتاد سال در فضای جدّی فرهنگ و ادب و رسانه‌ هندوستان حضور فعّال داشت و از نخبگان و شخصیت‌های مؤثّر و نام‌دار این كشور به شمار می‌آمد.

زنده‌یاد دهرمیندرنات كه چند روز پیش با این جهان فانی وداع كرد، با اینكه هندو مذهب بود، امّا هم خود و هم اجدادش ارادت ویژه‌ای به بزرگان اسلام و مخصوصاً اهل بیت عصمت و طهارت(ع) داشتند.
در این گفت‌وگو كه سه سال پیش از درگذشت این پیر فرزانه با ایشان انجام شد ولی هرگز منتشر نشد، به سیر زندگی و اندیشه، و همچنین كارنامه‌ی فرهنگی ـ ادبیِ این شاعر اردوزبان پرداخته شده است:
 
من خودم مشتاق آموختن زبان فارسی هستم
 
* جناب پروفسور! چقدر با شعر فارسی و شاعران فارسی‌زبان آشنا هستید؟
 
برای كسی كه زبانش اردوست، دانستن زبان فارسی بسیار مهم است. چون زبان فارسی در ارتقای زبان اردو نقش مهمّی داشته است.
من خودم مشتاق آموختن زبان فارسی هستم. بنده در دوره‌ آموزش زبان فارسی در خانه‌ فرهنگ ایران در دهلی نو ثبت نام كردم و گواهی‌نامه نیز گرفتم امّا متأسّفانه نتوانستم به خوبی این زبان را بیاموزم. دلیلش شاید این بود كه من در آن هنگام سرگرم تألیف یك كتاب بودم و علل دیگری هم وجود داشت كه در اختیار من نبود. خلاصه، این موارد باعث شد كه من نتوانم به هدف مورد نظرم در این مورد برسم. برای همین، اغلب، ترجمه‌های كتب فارسی را مطالعه كرده‌ام. پدربزرگ و پدر و عموی من به زبان فارسی شعر می‌سرودند. فضای خانه‌ ما هم فضایی ادبی بود. در صحبت‌هایی كه با خانواده‌ام داشتم، همیشه آن‌ها اشاراتی به اشعار فارسی داشتند كه این اشارات در اعماق ذهن من جای گرفته است. در كتابخانه‌ خانگی ما، تعداد كتب فارسی به صدها جلد می‌رسید. خودم نیز علاقه‌ شدیدی به شعر فارسی داشتم و به همین سبب اكثر اوقات كتاب‌ها را ورق می‌زدم و از طریق ترجمه‌های اردو، از اشعار فارسی آن كتاب‌ها لذّت می‌بردم و استفاده می‌كردم.
مثنوی‌های امیرخسرو، جنگ‌نامه‌ نعمت‌علی‌خان و اشعار فارسی دكتر محمّد اقبال را به این شكل مطالعه نمودم. ولی به مرحله‌ی كمال نرسیدم. مجموعه‌ اشعار علامه اقبال را ورق‌گردانی می‌كردم و آنچه خوشم می‌آمد را می‌خواندم. همچنین اشعار فارسی شاعران ایرانی، مثلاً حافظ، سعدی، عمر خیّام و مثنوی مولانا رومی، و نیز قصاید خاقانی، قاآنی، ظهیر فاریابی، پند و نصایح باباطاهر، فریدالدّین عطّار و... را مطالعه نموده‌ام و درباره‌ این بزرگان ادب فارسی سخنرانی‌های گوناگون شنیده‌ام. و باید اعتراف كنم كه امروز هم بنده به اشعار فارسی، عشق و علاقه‌ خاصّی دارم و متوجّه مطالب هم می‌شوم و اشعار زیادی هم حفظ نموده‌ام. من آرزومندم كه بتوانم به زبان فارسی حرف بزنم و مطالب خود را به این زبان بنویسم. خداوند تعالی یك روز این آرزوی بنده را به مرحله‌ی كمال خواهد رساند.
 
فیل سیمین هدیه رئیس جمهور هندوستان/ هزاران پیشاهنگ را مدیریت می‌كردم
 
* لطفاً كمی در مورد «سازمان پیشاهنگان» سخن بگویید و درباره‌ جایزه‌ای كه به همین مناسبت از دست رئیس‌جمهور هند گرفتید توضیح دهید.
 
«پیشاهنگان» یك نهضت بین‌المللی برای حمایت از كودكان و نوجوانان جهان است كه به وسیله‌ «لُرد بیدان پاول» در سال 1907 میلادی در بریتانیا آغاز شد و الان در سراسر دنیا گسترش یافته است. در ایران هم این سازمان وجود دارد. در این سازمان، كودكان 3 تا 5 ساله را «بانی» (خرگوش)، 5 تا 10 ساله را «شیربچه»، نوجوان 10 تا 18 ساله را «پیشاهنگ»، و جوانان 20 تا 30 ساله را «عیّار» و بزرگ‌تر از این سنّ و سال را به عنوان «مربّی» نام‌گذاری می‌كنند. تمامی اعضای این سازمان در برنامه‌های خدمت به خلق و پیشرفت ارزش‌های اخلاقی فعّالانه شركت می‌كنند.
 
علاوه بر این، برنامه‌هایی مانند طرّاحی، آشپزی و رقص و سرود هم به وسیله‌ این سازمان اجرا می‌شود. برای پیروزی در اهداف این سازمان، اردوگاه‌های منطقه‌ای، ملّی و بین‌المللی تشكیل می‌شود. من اوّلین بار در سال 1945 میلادی در سنّ 10 سالگی در دانشگاه ملّی اسلامی دهلی در اردوی این سازمان شركت نمودم. من دانشجوی كلاس هشتم بودم و این فعالیت‌های پیشاهنگان از كلاس هشتم شروع می‌شد و من هم یك پیشاهنگ شدم. بعد از كلاس دهم، من از این سازمان خارج شدم و در سال 1989 میلادی بنده را به عنوان سرپیشاهنگ استان انتخاب كردند. پس از گرفتن این سمت، بنده هزاران پیشاهنگ را مدیریت می‌كردم. یعنی برنامه‌ریزی و روابط عمومی و اطلاعات و تبلیغات و تمام كارهای این پیشاهنگان را بنده خودم انجام می‌دادم. من تا سال 1997 میلادی در همین سمت باقی ماندم. به احترام خدماتی كه من در این سازمان انجام داده بودم، رئیس‌جمهور هندوستان تندیس یك فیل سیمین را به من اعطا نمودند. این افتخار بزرگی بود كه در كاخ رئیس‌جمهوری نصیب من شد.
 
پس از این من برای تشویق نهضت آزادی و شعرخوانی و نظارت بر چاپ كتاب، معمولاً باز هم به دفتر رئیس جمهور می‌رفتم. پس از دریافت این جایزه، من سر تسلیم خود را به سوی سرور دو جهان و خدای مطلق خم كردم و شكر به جا آوردم كه این بنده‌ی كوچك به والاترین جایزه‌ی این كشور رسید. هنگامی كه من به سوی گرفتن این جایزه می‌رفتم، به بارگاه تبارك و تعالی دعا می‌نمودم كه به من توفیق بیشتر در مورد خدمت به خلق عطا كند.
 
روس‌ها از من ناراحت شدند و اتاقم را عوض كردند!
 
* ماجرای سفر شما به روسیه چه بود و در آنجا چه گذشت؟
 
من سرپرست مدیریت و برنامه‌ریزی سراسری «مركز ملّی جوانان نهرو» بودم و تشكیل اردوها و مراكز مطالعات و سمینارها و كورس‌های تربیتی به عهده‌ من بود. هدف تمام این برنامه‌ها تبلیغ و اشاعه‌ اخلاق انسانی، ممانعت از تندروی مذهبی، رواج رواداری و تساهل، و ایمان به خدا برای نسل جوان بود. علاوه بر برنامه‌ریزی، اجرای این برنامه‌ها هم بر عهده‌ من بود و دستمزدی هم بابت آن نمی‌گرفتم. من به عنوان نماینده‌ این مركز، سفری به روسیه (در آن زمان، اتّحاد جماهیر شوروی) داشتم و در جشن پنجاه سالگی جنبش پیشاهنگی آنان شركت كردم. در آنجا به خاطر ندانستن زبان روسی باید از مترجم استفاده می‌كردم. من در آن مراسم، تفكّرات گاندی و نهرو را ترویج كردم. مثلاً از من درباره‌ كمونیسم پرسیدند؛ جواب من این بود كه: این راهی‌ است كه شما انتخاب كرده‌اید امّا كشور من با رهبری مهاتما گاندی، آزادی‌اش را قبلاً به دست آورده است و به همین خاطر راه‌های ما و شما از هم جداست. در یكی از جلسات، من با كنترل شدن زندگی انسان‌ها توسّط دولت كمونیسم شوروی انتقاد كردم و گفتم كه شماها قصد دارید كاپیتالیسم خصوصی را از بین ببرید و به جایش كاپیتالیسم دولتی ایجاد كنید. و هنگامی كه یكی دو مثال زدم، مسئولان آن‌جا از دست من ناراحت شدند و اتاق مرا عوض كردند.
 
روس‌ها قصد داشتند با مؤسّسه‌ ما مشاركت و همكاری كنند امّا من گفتم كه در زیرساخت‌های فكری ما هیچ تغییری اتّفاق نخواهد افتاد و اگر قصد مشاركت دارید، برنامه‌ خودتان را كتباً اعلام كنید تا من آن را در هیئت مدیره مطرح كنم. خاندان من در نهضت آزادی با كمونیسم به شدّت مخالف بودند. زیرا ما افكار گاندی را ترویج می‌كردیم و پیرو او بودیم.
 
با پول جوایز پدرم بنیادی به نام «بنیاد امن» تأسیس كردیم
 
* شما جوایز «دكتر كوتهاری»، «دكتر آتما رام»، «آچاریا تولسی» و «آچاریا مهاپراگیا» را به خاطر چه خدماتی دریافت نمودید؟
 
به سبب خدمات آموزشی، دكتر دولت سینگ كوتهاری (دانشمند مشهور و مدیركلّ یو. جی. سی.) این جایزه را به من دادند. البته من از گرفتن پول آن جایزه خودداری كردم امّا شال نمادینی كه داده بودند را پذیرفتم به شرطی كه آن را با یك شال دست‌باف عوض كنند! از طرف كمیته‌ آنووِرَت گواهی‌نامه‌ای به من دادند كه هنوز آن را دارم. بعدها وقتی كه من در صدر این كمیته انتخاب شدم، از گرفتن گردن‌آویزِ گُلِ كودكان خودداری كردم و به جای آن كتان دست‌بافت را قبول كردم و آن را هم فرستادم تا برای كارمندان همان كمیته لباس بدوزند. دكتر آتما رام (مدیر كلّ كمیته‌ی علوم دولت هند و دانشمند مشهور بین‌المللی) مدیركلّ كمیته‌یآنووِرَت بودند و من به صورت افتخاری معاون ایشان بودم. من در نهضت بیداری اخلاقی در پِست‌های مختلف برای پنجاه سال كار كرده‌ام. بارها در طول و عرض هندوستان، كمپ‌هایی برپا كردم یا راهپیمایی‌هایی را سازمان دادم. آچاریا تولسی (راهب بزرگ جِینیسم) بانیِ نهضتِ آنووِرَت بود و پس از او آچاریا مهاپراگیا مسئولیت این نهضت را پذیرفت. من برای سال‌ها بدون هیچ حقوقی با جان‌فشانی كار كردم و در عوض خدماتی كه انجام دادم، به من به عنوان جایزه، پُست سخن‌گویی آنووِرَت را اعطا كردند. جایزه‌هایی كه به پدرم داده شد، همه پس از فوت ایشان بود. ما با پول جوایز پدرم بنیادی به نام «بنیاد امن» تأسیس كردیم.
 
* آكادمی شیعه و مجلس فكر و آگاهی چه جوایزی به شما داده‌اند؟
 
آكادمی شیعه و مجلس فكر و آگاهی برای خدمات اجتماعی من به بنده نشان سپاس عطا كردند. علاوه بر این به خاطر خدمات ادبی من نیز از من تجلیل شد. آكادمی حمد و نعت هم به خاطر تحقیقات ادبی من درباره‌ ادب نعتیه از من تقدیر كرد.
 
* گویا شما جایزه‌ «دی. اِن. نارنگ» را هم دریافت نموده‌اید. این جایزه برای چه بود؟
 
جناب دوارَكا نات نارنگ، طبیعت‌درمان‌گرِ ماهری بود. من سال‌ها با ایشان همكاری كردم. تقریباً پنجاه شخص را در رشته‌ طبیعت‌درمانی تربیت كردم. در مورد معالجه از طریق رنگ‌ها نیز سخنرانی‌های بسیاری انجام دادم و نمایشگاه‌هایی ترتیب دادم و تبلیغاتی انجام دادم. این جایزه از سوی ریاست كمیته‌ طبیعت‌درمانی دهلی برای همین به بنده داده شد.
 
روزنامه‌هایی كه فضا را غبارآلود می‌كردند
 
* كمی درباره‌ همكاری خود با روزنامه‌ی «سَنسار» و چند و چون عملكرد این روزنامه توضیح بفرمایید.
 
بعد از تقسیم هندوستان، مهاجران زیادی به دهلی پناه آورده بودند. روزنامه‌هایی هم بودند كه فضا را غبارآلود می‌كردند؛ خصوصاً روزنامه‌های اردوزبان كه پس از تأسیس پاكستان، از لاهور به دهلی منتقل شده بودند. لحن این روزنامه‌ها تفرقه‌آمیز بود. پدر محترمم در آن زمان از شغل وزارت، سبك‌دوش شده بودند. رفقای ایشان تصمیم گرفتند كه در برابر این‌گونه روزنامه‌ها روزنامه‌ی جدیدی منتشر شود و مسئولیت آن به پدرم واگذار شود. پدر بزرگوارم قبلاً سردبیر روزنامه‌ «تِیج» بودند امّا وقتی در سیاست‌های آن روزنامه تغییراتی اتّفاق افتاده بود، استعفا داده بودند. مسئولان آن روزنامه اصرار كردند كه پدرم بماند ولی پدرم از آن روزنامه جدا شدند زیرا به شدّت با فرقه‌گرایی مخالف بودند. برای كنترل لجام‌گسیختگی روزنامه‌های تندرو و فرقه‌گرا، استاندار دولت محلّی دهلی، سمَت مشاوره را به پدرم سپردند و ایشان به خوبی از عهده‌ این كار برآمدند.
 
برای همین، هنگامی كه در جهت مقابله با تفرقه‌گرایی، تصمیم گرفته شد كه روزنامه‌ سنسار منتشر شود، مسئولیت آن به پدر بزرگوارم سپرده شد. من هم یكی از دبیران آن روزنامه شدم. متن آن روزنامه، چاشنی زبان ادبی معیار را داشت؛ مثلاً صفحه‌ طنزی به نام «نرم، گرم» داشت كه بسیار مورد پسند مردم واقع شد. امّا این روزنامه خیلی دوام نیاورد و انتشارش فقط دو تا دو و نیم سال ادامه یافت. روزنامه‌های فرقه‌گرا نیز با استفاده از راه‌های قانونی و غیرقانونی در راه این روزنامه سنگ‌اندازی كردند؛ مثلاً روزنامه را آتش می‌زدند و روزنامه‌فروشان را تهدید می‌كردند! یك شعر اردو هست كه می‌گوید: «در صحرانوردی‌ها هم رقیبانم حضور داشتند / نوك هر خاری با كف پای من دشمنی داشت». امّا برخی از شخصیت‌های بزرگ هندوستان هم از خوانندگان این روزنامه بودند كه معمولاً به روزنامه زنگ می‌زدند. مثلاً معاون مولانا ابوالكلام آزاد تلفن می‌زد و نظر مولانا را به ما منعكس می‌نمود. اخبار استاندارد، زبان شُسته رُفته، پیام‌های انسانیت و سلیقه‌ مطبوع از ویژگی‌های روزنامه‌ی سنسار بود. همكاری با این روزنامه، تجربه‌ خوبی در زندگی من بود و در همان جا بود كه من مقاله‌نویسی علمی و ژورنالیسم حرفه‌ای را آموختم.
 
در خانه‌ ما بزرگان برای كودكان دعا می‌كردند كه: «ان شاء الله دینت روشن باشد و قلمت روان!»
 
* لطفاً درباره‌ كتاب‌های خودتان هم توضیح دهید. موضوع آن‌ها چه بود و برای چه آن‌ها را چاپ كردید؟
 
در خانه‌ ما بزرگان برای كودكان دعا می‌كردند كه: «ان شاء الله دینت روشن باشد و قلمت روان!». خدمت به جامعه توسّط قلم، به من به ارث رسید. من همیشه مواظبم كه حرف حق بزنم و حقّ نوشتن را ادا كنم. مشاغل من تا كنون بسیار متنوّع بوده است. مطالعه‌ كتاب و آشنایی با شعر و ادب زبان‌های مختلف، از ابتدای زندگی از اهداف من بود. علاوه بر این، در خانه هم پدر محترمم و عموی گرامی‌ام هر دو شاعران مشهوری بودند و برای همین هم شوق شاعر بودن از كلاس ششم در من ایجاد شد. عموجان در موسیقی هم دستی بر آتش داشتند و برای كودكان نمایش‌نامه می‌نوشتند. من هم گاهی در این نمایش‌ها بازی می‌كردم. موضوع این نمایش‌ها در جهت اصلاح جامعه بود. عمو جان به موسیقی كلاسیك هندوستان بسیار علاقه داشت و برای همین من هم تنبك زدن را آموختم و در این كار جایزه هم گرفتم. حتّی چند بار در محافل مختلف با نوازندگان مختلف اجرا هم داشته‌ام.
 
قلمی كه به عامه جامعه خدمت می‌كند
 
متأسّفانه الآن در این سن كمتر فرصت می‌كنم تنبك بزنم چون به تمرین زیادی نیاز دارد و وقت من اندك است. به ورزش هم از ابتدا علاقه داشتم و در زمینه‌ بدمینتون، والیبال، كریكت، هاكی روی چمن و... هم جوایزی گرفته‌ام. به باور من، بازی و ورزش جزء ضروری تعلیم و آموزش و پرورش بود. فضای همین بازی‌ها زمینه‌ خوبی برای من ایجاد كرد تا بهتر به مسئله‌ بیداری اخلاقی جوانان بپردازم. علاوه بر این، علاقه به داستان نوشتن در دوران دانش‌آموزی به سراغ من آمد و از همان دوران داستان هم می‌نوشتم. من تقریباً پنجاه و پنج داستان و یك نمایشنامه‌ تك‌پرده‌ای نوشته‌ام. در موضوعات مختلف هم كتاب‌هایی به قلم من چاپ شده است.
 
به خاطر همین بعد از هشتاد سال عمر، بنده به این معروف شده‌ام كه با قلمم به عامه‌ جامعه خدمت می‌كنم. وقتی كه من بعد از سیزده سال تدریس علوم سیاسی در دانشگاه، بازنشسته شدم، مشهورتر شدم و زندگی برایم نه به یك بارِ گران، بلكه به فرصت و وسیله‌ای برای به كار بردن صلاحیت‌هایی كه تا كنون كسب كرده‌ام تبدیل شد.
 
شاعری‌ام برای تبلیغ ایمان بود و نه برای اشاعه‌ شراب و شباب!
 
شاعری‌ام برای تبلیغ ایمان بود و نه برای اشاعه‌ شراب و شباب! همیشه برترین سرنوشت بشر و زاویه‌ دیدی كه به نفع انسانیت باشد را مدّ نظر داشتم. همیشه حمد و نعت و مناقب و قصاید و مراثی و سلام نوشته‌ام و خوانده‌ام.
 
مجموعه‌ این آثار با نام «انوار عقیدت» توسّط خانه‌ فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در دهلی نو منتشر شده است. برای انتشار این كتاب، من تا عمر دارم مدیون جناب استاد دكتر علی‌رضا قزوه هستم. شخصی به نام عرفان ترابی نیز گزیده‌ای از اشعار مرا در كنار آثار بزرگان دیگر در كتاب «صحیفه‌ نور» چاپ كرده است. شعر من از رادیوهای هندوستان نیز بارها پخش شده و خودم هم بارها در مجالس و محافل شعرخوانی شركت نموده‌ام و سروده‌های ناقابلم را پیشكش علاقه‌مندان كرده‌ام. مجموعه‌های شعرم (مجموعه‌ی غزل «حدیث دل» و مجموعه‌ی نظم «نگارستان») اكنون زیر چاپ هستند. در نثر هم كتاب‌هایی تا كنون از من چاپ شده‌اند یا زیر چاپ هستند كه اجمالاً به آن‌ها اشاره می‌كنم: عموی محترمم (گرسرَن لال ادیب لكهنوی) شاگردِ لسان الهند مولانا عزیز لكهنوی (كه نسب خاندانش به ایران می‌رسید)، مجاهد راه آزادی بود. مجموعه‌ی غزل‌های عمویم «از زندان تا گلستان» نام دارد.
 
رونمایی این كتاب در كاخ ریاست جمهوری به دست رئیس جمهور محترم (گیانی ذِیل‌سینگ) انجام گرفت و بنده هم در تدوین و تبلیغ این كتاب نقش داشتم. این كتاب، شعرهای ایشان در زمان اسارت و بعد از زمان آزادی را در بر می‌گرفت. كتاب بعدی «سیل عقیدت» نام دارد. این كتاب حاوی مجموعه‌ اشعار دینی پدر گرامی‌ام (عالی‌جناب گوپینات امن) شامل محامد، نعوت، مناقب، قصاید، مراثی، سلام و... است كه پس از رحلت ایشان، سعادت تدوین آن نصیب بنده گشت. این كتاب را مدیر انتشارات «حدیث دل» جناب سیّدمحمودحیدر نقوی چاپ كردند.
 
«مدارج ترقّی روحانی» نام كتاب بعدی‌ است. این كتاب كه درباره‌ باور به وحدت وجود تألیف شده، برای فهم طبقه‌ عوام هند به زبان ساده نوشته شده است. در این كتاب، فلسفه‌ وحدت وجود با زبان ساده، بیان شیرین و دلچسب و با یاری گرفتن از روایات داستانی بیان شده است. این كتاب به زبان هندی است.
 
كتاب بعدی «به سوی كمال» نام دارد. در این كتاب مقاصد و طریق عبادت و منازل بیداری روحانی در زندگی انسان‌ها با زبان عامیانه و ساده‌فهم ذكر شده است. این كتاب نیز به زبان هندی نگاشته شده است. كتاب بعدی «دهلی و آزادی» نام دارد و این نیز به زبان هندی نوشته شد و رونمایی از آن را معاون رئیس جمهور انجام داد. البتّه پس از انتشار، آكادمی دهلی نیز آن را به زبان اردو ترجمه و منتشر نمود. در این كتاب، نهضت‌های آزادی‌خواهانه‌ای كه در خلال اولین جنگ آزادی‌خواهی در سال 1857 میلادی و حصول كامل آزادی در سال 1947 میلادی در دهلی روی داد، مرور شده است. در این كتاب، از شخصیت‌های خاص و وقایع ویژه به همراه عكس‌های مستند یاد شده است.
 
اوّلین جنگ آزادی‌خواهانه‌ هندوستان كه در آن مسلمانان و هندوان دست به دست همدیگر دادند در كتاب «انقلاب 1857»
 
امّا كتاب بعدی؛ «انقلاب آگوست و دهلی». این كتاب در سال 1942 میلادی به مناسبت پنجاه سالگی نهضتی با نامِ «انگلیسی‌ها! هندوستان را ترك كنید» منتشر شد. در این كتاب، اشاره‌های دقیقی به اتّفاقات ادبی، سیاسی و اجتماعی دوران آزادی‌خواهی شده است. این كتاب را آكادمی هندی دولت محلّی دهلی منتشر كرد. كتاب بعدی من با نام «گفت‌وگو، مباحثه و فنّ سخنرانی» نام دارد. این كتاب، همان‌طور كه از نامش پیداست، درباره‌ فنّ سخنوری است؛ یعنی اینكه چطور گفت‌وگو كنیم، چطور مباحثه كنیم، چطور در گروه حرف بزنیم، چطور یك سخنرانی را آماده كنیم، چطور آن را دلنشین كنیم، و نهایتاً چطور ذهنیات خود را بهتر بیان و اظهار كنیم. كتاب دیگر من «صانعِ نور» است كه مجموعه‌ افسانه‌های برساخته‌ من به زبان هندی است. این كتاب شامل 21 افسانه است كه كاركردی اجتماعی دارند و آیینه‌ جامعه‌اند.
 
منتقدان این كتاب، این افسانه‌ها را دارای معیار مناسب دانسته‌اند كه همچون یك آینه می‌توان از آن‌ها در جهت اصلاح زشتی‌های اجتماع بهره برد. كتاب دیگرم «انقلاب 1857» نام دارد. اوّلین جنگ آزادی‌خواهانه‌ هندوستان كه در آن مسلمانان و هندوان دست به دست همدیگر دادند و بر علیه حكمرانان انگلیسی شمشیر به دست گرفتند در این سال رخ داده بود. در این كتاب، به نقاطی كه در آن جنگ درگرفت، و همچنین اسباب و نتایج این جنگ‌ها پرداخته شده است. این كتاب یك كار تحقیقی بود كه در آن از نقش شعرا و ادبای زبان‌های مختلف هند در این جنگ نیز یاد شده است. در این كتاب، از انگلیسی‌هایی كه در آزادی‌خواهی به یاری هندوستانی‌ها آمدند و آنان را یاری دادند نیز نام برده‌ام و اثرات این جنگ آزادی‌خواهانه را در سطح بین‌الملل هم ذكر كرده‌ام.
 
«هماری رسول»حاوی اشعار نعتی 430 شاعر غیرمسلمان در وصف حضرت نبیّ مكرّم اسلام (ص) است
 
این كتاب به زبان هندی تألیف شده است. كتاب بعدی‌ام «لمعات نور» است. در سال 1857 مردان و زنانی بودند كه به نفع آزادی مردم هندوستان، كارهای شاخص‌تری كرده بودند. از خدمات و ایثارهای این افراد در این كتاب یاد كرده‌ام. در این كتاب، نام و یاد 145 مرد و 65 زن (از پیروان ادیان اسلام و هندو و مسیحی و سیك) آورده شده است. كتاب دیگر من «به سوی نور» نام دارد. این كتاب هم در مورد فلسفه‌ وحدت وجود (وِدانتا) است و مرتبط با موضوعات همین مكتب، تجربه‌های ذاتی 40 سالك را به شكل داستان توضیح داده‌ام. كتاب بعدی من برای ادای دین به پدرم درباره‌ اوست؛ «زندگی و شخصیتِ گوپینات امن». در این كتاب به مناسبت مباركی چون سالگرد صدسالگی تولّد ایشان، درباره‌ سوانح ایّام عمر والد ماجدم و همین‌طور درباره‌ كارنامه‌ ایشان سخن گفته‌ام.
 
این كتاب را هم آكادمی اردو منتشر كرده است. كتاب دیگرم «رسول ما (هماری رسول)» است كه در آن اشعار نعتی 430 شاعر غیرمسلمان در وصف حضرت نبیّ مكرّم اسلام (ص) را گرد آورده‌ام. محتوای این كتاب از این قرار است: تعریف نعت، تاریخ، خصوصیات، سلایق نوشتاری، نعت در ادب زبان‎های مختلف، سوانح ایّام و حالات و اشعارِ نعتیِ شعرای غیرمسلمان نعت‌سرا. ناشر این كتاب، خانه‌ فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در دهلی نو بود. كتاب دیگرم «عزاداری حضرت امام حسین (ع)؛ یك نهضت آفتابی» است. محتوای این كتاب از این قرار است: چرا عزاداری؟، ضرورت و اهمیت و تاریخ عزاداری، عزاداری در 35 مملكت و 147 مكان مختلف، تذكره‌ی ذاكرین و مدّاحان، فرهنگ عزاداری، آداب و رسوم عزاداری و... . این كتاب را نشر خانه‌ی فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در دهلی نو منتشر كرده است. كتاب بعدی‌ام هم اتّفاقاً به امام حسین (ع) اختصاص دارد؛ «چراغ هدایت؛ حضرت امام حسین (ع)».
 
داستان‌هایی را كه مادر مهربانم در كودكی برایم گفته‌ بودند، یكجا جمع كردم
 
در این كتاب، چند مقاله و یادداشتم را كه در روزنامه‌های هندوستان چاپ شده‌اند و همچنین گفت‌وگوی رادیوییِ خود را در این باره، گرد آورده‌ام. این كتاب شامل 13 مقاله و یك مرثیه درباره‌ جهاد فی سبیل الله است. این كتاب به زبان اردو توسّط نشر خانه‌ فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در دهلی نو زیر چاپ است (در زمان انجام مصاحبه). نام كتاب دیگر بنده «ایش‌وَر (نام خدای بزرگ در زبان هندی) و الله نام تو هستند» است. این كتاب، تذكره‌ بانیان و اكابر ادیان دیگر است كه در اشعار پدر بزرگوارم جناب گوپینات امن از آنان یاد شده است. من این كتاب را ویراسته‌ام و بنیاد امن آن را منتشر كرده است. این كتاب به زبان اردو است. كتاب دیگرم «پیشاهنگی و هدایت در هند» است كه آن را به زبان انگلیسی تألیف كرده‌ام.
 
در این كتاب، تاریخ پیشاهنگی و هدایت در هند و ذكر وقایع و شخصیت‌های خاصّ مرتبط با پیشاهنگی در هند را كاویده‌ام. این كتاب را من آماده كردم امّا نهایتاً با همّت دیگران منتشر شد. كتاب بعدی من به زبان هندی «آنووِرتی تاپس امن جی» مربوط به والد بزرگوارم و كارهای ایشان، نظریات و اندیشه‌های بزرگان قوم درباره‌ ایشان، و عكس‌هایی از ایشان است. پدرم از سال 1952 در نهضت آنووِرت مشاركت داشتند و تا پایان عمرشان ارتباط با این نهاد را ادامه دادند.
 
این كتاب توسّط كمیته‌ مركزی آنووِرت منتشر شده است. كتاب دیگرم «مادربزرگ! داستان بگو» نام دارد. من داستان‌هایی را كه مادر مهربانم در كودكی برایم گفته‌ بودند، یكجا جمع كردم و به همراه زندگی‌نامه‌ ایشان در این كتاب منتشر كردم. ایشان هم یكی از مجاهدان راه آزادی بودند و مخاطبان آن كتاب (كودكان) می‌توانستند علاوه بر داستان‌ها، از زندگی ایشان هم درس بگیرند.
 
امّا  غیر از كتاب‌های منتشرشده كه نام بردم، كتاب‌هایی دیگر هم به زبان اردو دارم كه آماده‌اند ولی هنوز منتشر نشده‌اند. مثلاً: حدیث دل، نگارستان، هماری گرونانك [گرونانكِ ما]، هماری مهاویر [مهاویرِ ما]، هماری رام و راماین [رام و راماینِ ما]. در این كتاب آخر (هماری رام و راماین) 86 راماین را معرّفی كرده‌ام كه شرح حال‌شان به زبان فارسی موجود است. همچنین 50 شعر از شاعران مسلمان در این كتاب آمده است. به غیر از موارد یادشده، كتاب‌هایی هم در دست تألیف دارم: هماری علی (ع) [علیِ ما]، هماری حسین (ع) [حسینِ ما]، هماری كرشن و گیتا [كرشن و گیتای ما].
 
این سه كتاب به اردو خواهد بود. كتاب‌های در دست تألیف دیگرم عبارت‌اند از: مطالعه‌ای بر روی راماین، در زدنِ خاطرات (مجموعه‌ی افسانه‌های هندی، به زبان هندی)، چندصدا امّا یگانه‌ایم (مجموعه‌ داستان‌هایی به زبان‌های محلّی هندی)، كسی درد را نمی‌فهمد (مجموعه‌ افسانه‌های اردو)، ادیب لكنهوی یك شخصیت اعلی (به زبان هندی) و... . طبق این فهرست، تا پایان سال 2014 ان شاء الله درمجموع 34 كتاب از من منتشر خواهد شد. مقصودم از نوشتن این كتاب‌ها این است كه پیروان مذاهب مختلف به هم نزدیك شوند. مثلاً در عهد پادشاه مغول (جهانگیر) فردی به نام «گِردِهَر داس كائست» ترجمه‌ منظومی از راماین به زبان فارسی نوشته و آن را با «بسم الله الرّحمن الرّحیم» آغاز كرده است. من در كتاب «هماری حسین (ع)» (یعنی: حسینِ ما) 42 نفر مرثیه‌نویس غیرمسلمان و 200 نفر شاعر سلام‌گوی غیرمسلمان را ضبط كرده‌ام. هدف من در این كتاب‌ها پیوند دادن دل‌هاست؛ چون من به این نكته یقین دارم كه: «تو برای وصل كردن آمدی / نی برای فصل كردن آمدی».
 
تأثیر شخصیت و اندیشه‌های مهاتما گاندی بر خاندان ما بسیار زیاد بود
 
* اهداف و مقاصد احداث تندیس گاندی در لكهنو، غازی‌آباد، مرادآباد، و همچنین اهدای زمین و راه‌اندازی حلقه‌ مطالعه‌ عمومی در مرادآباد و تأسیس مجمع فرهنگی ـ اجتماعی در غازی‌آباد چه بوده است؟
 
ـ تأثیر شخصیت و اندیشه‌های مهاتما گاندی بر خاندان ما بسیار زیاد بوده است. از جمله اعتقادات بنیادی ایشان، ارتقا، فلاح و بهبود وضع همگان بود. بنیاد اعتقادات ایشان، ایمان، خداپرستی، حق‌پرستی، ساده‌زیستی، عدم تعصّب و مخالفت با باطل بود. برای تبلیغ همین اندیشه‌ها در غازی‌آباد لكهنو یك حلقه‌ مطالعه‌ عمومی برپا شد كه هر هفته جلسه دارد و در مورد مسائل زمانه و عصر ما در آن گفت‌وگو می‌شود. نهضت اهدای زمین نیز برای تقسیم رایگان زمین بین كشاورزان آغاز شد.
 
در مرادآباد در دانشگاه من، یكی از استادان، اندیشه‌های گاندی و نهضت اهدای زمین را تبلیغ می‌كرد. عمو جان من نیز در همین نهضت مشغول بود. زن‌عموی محترمم هم در استان بیهار در همین نهضت به طور افتخاری مشاركت داشت. من در مرادآباد در حلقه‌ مطالعه شركت می‌كردم. بنده بعد از دریافت درجه‌ كارشناسی ارشد، به عنوان دانشیار در یكی از دانشگاه‌های غازی‌آباد استخدام شدم و برای پرورش دادن اندیشه‌های جوانان و تشویق بلندنظری‌های‌شان، یك مجموعه‌ فرهنگی عمومی بنا كردم كه در آن مسابقات سخنرانی، مباحثه، محافل شعر و موسیقی و... برگزار می‌شد.
 
دین یك قدرت مغتنم برای وصل كردن انسان‌ها به یكدیگر است
 
* به نظر شما رواداری مذهبی و مقاصد بنیادگرایانه‌ تفرقه‌انگیز به چه معناست؟
 
ـ پایه‌ صلح و رواداری عقیدتی، اطلاع داشتن از عقاید مذاهب گوناگون است. تساهل، كوششی در جهت خاتمه‌ فرقه‌گرایی است. شاعر می‌گوید: «از كسرت روزن، نشود مهر مكسّر / ای بی‌خبران! كعبه و بت‌خانه كدام است؟». ما در این مجموعه‌ فرهنگی كه از آن یاد كردم، در مورد همین رواداری مذهبی، و در مورد اعتقادات بنیادین مذاهب و بانیان و اكابر آنان سخن می‌راندیم. در این‌ مجموعه این اندیشه به افراد داده می‌شود كه دین یك قدرت مغتنم برای وصل كردن انسان‌ها به یكدیگر است و برای ارتقای اجتماعی بشر ضروری است. در گردهمایی و جلسه‌ قرائت دعای مهاتما گاندی، همگی با هم همین دعا را می‌خواندند: «ایش‌ور و الله نام‌های تو هستند / ان شاء الله خدا به همه‌ ما قدرت رواداری و اندیشه‌ درست بدهاد!». یعنی «رام» و «رحیم» هر دو یك اسم هستند؛ اسم خدای بزرگ. و ما همه باید دعا كنیم كه خداوند به همه‌ ما عقل سلیم بدهد.
 
گفتنی است دكتر دهرمیندرنات، شاعر بزرگ و نامی هندوستان  كه در دیدار شاعران با رهبر انقلاب نیز شعر خوانده بود، چند روز پیش درگذشت.
 
 دهرمیندرنات با وجود آنكه استاد دانشگاه بود و قریب هشتاد سال عمر داشت بسیار ساده زیست بود و در مدتی كوتاه نیز چهار كتاب ارزشمند شعر و تحقیق در موضوع حضرت رسول اكرم(ص)، مولا علی(ع) و امام حسین(ع) و دیگر ائمه بزرگوار نوشت.
 
وی سال قبل در دیدار شاعران با مقام معظم رهبری نیز حضور داشت و رباعی فارسی پدرش گوبی نات تقدیم به امام حسین (ع) را خواند. این شاعر هندی در آخرین مراسم انجمن ادبی بیدل در دهلی نیز شعری برای امام خمینی خواند.
 
 
انتهای پیام/
ارسال نظرات
وکیل آنلاین صفحه خبر

چگونه دادخواست بنویسیم/ دعوای مطالبه خسارت

تنظیم دادخواست امری تخصصی است که حسب مورد می تواند متفاوت باشد. بنابراین ممکن است در یک موضوع واحد از فرم واحدی استفاده نشود. مخاطبین وکیل آنلاین می توانند در این قسمت با انواع دعاوی و نیز نحوه اقدام از طریق دادگستری آشنا شوند.
بیشتر بخوانید
انتخابات صفحه خبر
انتخابات صفحه خبر
آخرین اخبار
انتخابات صفحه خبر