کد خبر:۶۳۹۲۲۳
۲۹ مرداد ۱۳۹۹ | ۰۸:۱۰
خبرگزاری میزان-تلاوت صفحه سیصد و هشتادم «سوره النمل» را با صدای استاد محمد صدیق منشاوی می‌شنوید.

خبرگزاری میزان - تلاوت صفحه سیصد و هشتادم«سوره النمل از آیه ۳۶ تا ۴۴» در قالب فایل صوتی با صدای استاد منشاوی را در اختیار مخاطبان خود قرار داده است.

تلاوت صفحه سیصد و هشتادم «سوره النمل از آیه ۳۶ تا ۴۴»
 

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

فَلَمَّا جَآءَ سُلَیۡمَٰنَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٖ فَمَآ ءَاتَىٰنِۦَ ٱللَّهُ خَیۡرٞ مِّمَّآ ءَاتَىٰکُمۚ بَلۡ أَنتُم بِهَدِیَّتِکُمۡ تَفۡرَحُونَ ۳۶.
چون فرستادۀ بلقیس حضور سلیمان رسید (به هدیۀ او اعتنایى نکرد) گفت: شما خواهید که مرا به مال دنیا مدد کنید؟ آنچه خدا به من (از ملک و مال بى شمار) عطا فرموده بسیار بهتر از این مختصر هدیۀ شماست که به شما داده، بلکه شما مردم دنیا خود بدین هدایا شاد مى شوید

ٱرۡجِعۡ إِلَیۡهِمۡ فَلَنَأۡتِیَنَّهُم بِجُنُودٖ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخۡرِجَنَّهُم مِّنۡهَآ أَذِلَّةٗ وَهُمۡ صَٰغِرُونَ ۳۷
اى فرستادۀ بلقیسیان (با هدایا) به سوى آنان باز شو که ما با لشکرى بى شمار که هیچ با آن مقاومت نتوانند کرد بر آن‌ها خواهیم آمد و آن‌ها را با ذلت و خوارى از آن ملک بیرون مى کنیم (مگر آنکه به دین توحید و خداپرستى بگروند)

قَالَ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلۡمَلَؤُاْ أَیُّکُمۡ یَأۡتِینِی بِعَرۡشِهَا قَبۡلَ أَن یَأۡتُونِی مُسۡلِمِینَ ۳۸
آن گاه سلیمان گفت: اى بزرگان دربار، کدام یک از شما تخت بلقیس را پیش از آنکه تسلیم امر من شوند خواهد آورد؟ (تا، چون اعجاز مرا مشاهده کند از روى ایمان تسلیم شود)

قَالَ عِفۡرِیتٞ مِّنَ ٱلۡجِنِّ أَنَا۠ ءَاتِیکَ بِهِۦ قَبۡلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِکَۖ وَإِنِّی عَلَیۡهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٞ ۳۹
(از آن میان) عفریتى از جن گفت: من پیش از آنکه تو از جایگاه (قضاوت) خود برخیزى آن را به حضورت آرم و من بر آوردن تخت او قادر و امینم

قَالَ ٱلَّذِی عِندَهُۥ عِلۡمٞ مِّنَ ٱلۡکِتَٰبِ أَنَا۠ ءَاتِیکَ بِهِۦ قَبۡلَ أَن یَرۡتَدَّ إِلَیۡکَ طَرۡفُکَۚ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسۡتَقِرًّا عِندَهُۥ قَالَ هَٰذَا مِن فَضۡلِ رَبِّی لِیَبۡلُوَنِیٓ ءَأَشۡکُرُ أَمۡ أَکۡفُرُۖ وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشۡکُرُ لِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیّٞ کَرِیمٞ ۴۰
آن کس که به علمى از کتاب الهى دانا بود (یعنى آصف بن برخیا یا خضر که داراى اسم اعظم و علم غیب بود) گفت که من پیش از آنکه چشم بر هم زنى تخت را بدین جا آرم (و همان دم حاضر نمود)، چون سلیمان سریر را نزد خود مشاهده کرد گفت: این توانایى از فضل خداى من است تا مرا بیازماید که (نعمتش را) شکر مى گویم یا کفران مى کنم، و هر که شکر کند شکر به نفع خویش کرده و هر که کفران کند همانا خدا (از شکر خلق) بى نیاز و (بر کافر هم به لطف عمیم) کریم است

قَالَ نَکِّرُواْ لَهَا عَرۡشَهَا نَنظُرۡ أَتَهۡتَدِیٓ أَمۡ تَکُونُ مِنَ ٱلَّذِینَ لَا یَهۡتَدُونَ ۴۱
آن گاه سلیمان گفت: تخت او را (به تغییر شکل و هیأت) بر او ناشناس گردانید تا بنگریم که وى سریر خود را خواهد شناخت یا نه

فَلَمَّا جَآءَتۡ قِیلَ أَهَٰکَذَا عَرۡشُکِۖ قَالَتۡ کَأَنَّهُۥ هُوَۚ وَأُوتِینَا ٱلۡعِلۡمَ مِن قَبۡلِهَا وَکُنَّا مُسۡلِمِینَ ۴۲
هنگامى که بلقیس آمد از او پرسیدند که عرش تو چنین است؟ وى گفت: گویا همین است و ما از این پیش بدین امور دانا و تسلیم (امر خدا) بودیم

وَصَدَّهَا مَا کَانَت تَّعۡبُدُ مِن دُونِ ٱللَّهِۖ إِنَّهَا کَانَتۡ مِن قَوۡمٖ کَٰفِرِینَ ۴۳
و او را پرستش غیر خدا (مانند آفتاب و سایر اجرام علوى، از خدا پرستى) باز داشته و از فرقۀ کافران مشرک به شمار بود

قِیلَ لَهَا ٱدۡخُلِی ٱلصَّرۡحَۖ فَلَمَّا رَأَتۡهُ حَسِبَتۡهُ لُجَّةٗ وَکَشَفَتۡ عَن سَاقَیۡهَاۚ قَالَ إِنَّهُۥ صَرۡحٞ مُّمَرَّدٞ مِّن قَوَارِیرَۗ قَالَتۡ رَبِّ إِنِّی ظَلَمۡتُ نَفۡسِی وَأَسۡلَمۡتُ مَعَ سُلَیۡمَٰنَ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِینَ ۴۴
آن گاه او را گفتند که در ساحت این قصر داخل شو، وى، چون کوشک را مشاهده کرد (از فرط صفا و تلألؤ) پنداشت که لجّۀ آبى است و جامه از ساقهاى پا برگرفت، سلیمان گفت: این قصرى است از آبگینۀ صاف، بلقیس گفت: بار الها، من سخت بر نفس خویش ستم کردم و اینک با (رسول تو) سلیمان تسلیم فرمان یکتا پروردگار عالمیان گردیدم